نقد تخصصی آهنگ «همدست» – اشوان با همراهی مهیار
آهنگ «همدست» یک اثر قابل تأمل در سبک پاپ مدرن فارسی است که قدرتِ همکاری دو هنرمند با امضاهای متفاوت را به نمایش میگذارد. این قطعه بیش از آنکه یک تصنیف عاشقانه باشد، بیانیهای است بر سر پایان یک رابطه و پذیرش تلخ عواقب آن.
ترانه با لحنی گزنده و انتقادی آغاز میشود: «اون که واست بهم میریخت شهرو دیگه نمیخوادت». این شروع، نه با آه و ناله، بلکه با یک ضربه محکم آغاز میشود که نشان میدهد راوی از مرحله انکار گذشته و به فاز «حسابکشی عاطفی» رسیده است. جملاتی مانند «تو بدترین حالتمم هرچی میکشی حقته» نشان از بلوغ در بیان درد دارد؛ دردی که دیگر نیاز به ترحم ندارد، بلکه مستحق مجازات است.
همکاری اشوان و مهیار در این اثر بسیار هوشمندانه است. اشوان با صدای خود، بخشهای اصلی و ملودیک داستان را روایت میکند و فضای عمیق و پراحساس ترانه را حفظ میکند، در حالی که حضور مهیار (خصوصاً در بخشهایی که فضایی کمی رپگونه یا سریعتر میگیرد)، انرژی و تیزیِ انتقاد را دوچندان میکند و از یکنواختی اثر جلوگیری مینماید.
تصویرسازی در «همدست» قوی است؛ «بمیرم از تنهایی چشم نمیبینه تورو» و «برو تو تنهاییت بسوز ازت دارم کینه برو»، تصاویری از انزوای خودخواسته و حسرتِ طرف مقابل را ترسیم میکنند که برای شنونده ملموس است. پایانبندی ترانه با تأکید بر «پشیمونی برای چی؟» نشان میدهد که راوی، با وجود تمام درد، از تصمیمش برای جدا شدن دفاع میکند.
کاور آرت
کاور «همدست» از نظر بصری بسیار قوی و در خور همکاری دو هنرمند است. ترکیب اشوان و مهیار در کنار یک خودروی کلاسیک در فضایی شبانه، حس خیابانگردی، رفاقت و یک پایانِ جادهای را تداعی میکند. این انتخاب، حس مردانگی، سرسختی و بیان صریح محتوای آهنگ را به شکلی بصری به خوبی تکمیل کرده است.
«همدست» یک آهنگ احساسیِ مدرن با چاشنی انتقاد است که از افتادن در دام کلیشههای عاشقانه دوری میکند. اشوان و مهیار با پرهیز از ملودرامهای رایج، قطعهای ارائه دادهاند که هم از نظر احساسی عمیق است و هم از نظر ساختار موسیقایی پویایی لازم را حفظ کرده است. این اثر، یک «آهنگِ بعد از شکست» است که بهجای نوحه، راه جدیدی برای ابراز حس انتقام عاطفی پیدا کرده است.
ده بار گوش دادم این موزیکو،مرسی از فارسکیدذ